همسرم موهام کوتاه میکنه| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

 

وقتی یه سری از اتفاقات تلخ تو زندگیم افتاد و حس کردم زنانگیم زیر سوال رفته خیلی تغییر کردم
اولیش کوتاه کردن موهام بود
همسرم موهای بلند خیلی دوست داره و به هیچ عنوان راضی نمیشد که من موهامو کوتاه کنم 
یادمه پسرک که دنیا اومده بود من ضعیف و خسته و کلافه بودم و به مامان اصرار میکردم موهامو کوتاه کنه همسر خواهش کرد کوتاه نکنم و خودش برام موهامو میبافت 
وقتی اون اتفاق افتاد موهامو از جایی که بسته بودم قیچی کردم و انداختم توی سطل آشغال 
بعد از اون

ادامه مطلب  

 

یادم رفت بگم دیروز موهامو حنا گذاشتم با وجود اینکه خیلی بدم میاد از حنا ولی دو ساعت تحمل کردم برای اینکه موهام ریزش داشت...
ولی در عوض بعد از شستنشون موهام خیلی خوش رنگ شدن:)
+خرمایی رنگ بود موهام الان خرمایی رنگ تر شده توی افتابم که میرم شرابی میزنه موهام کلی ذوق کردم خخخ
 

ادامه مطلب  

۸ ماه بعد از کاشت مو  

سلام امروز سه شنبه ۱۰ فروردین ۹۵ موهام تغییرات کمی کرده یعنی بیشتر داره ضخیم میشه تا اینکه دربیاد.
تعداد کمی مو ریز روی سرم هست که در قسمت ورتکس رشدی نداشته درحد ۵میل مونده ولی در قسمت جلو سرم یه تعدادی تازه دراومده و داره رشد ميکنه کلا موهای ریز فک کنم بین ۱۰ تا ۵۰ تا باشه دقیق نمیدونم.
و بی حسی سرم ادامه داره درصورتی که میگن تو ماه ۸ باید بی حسی بره.
موهام ریزش داره روزی ۲۰ تار مو فک میکنم موهای قبل کاشتمه که داره میریزه اما من فینا و ماینو رو

ادامه مطلب  

 

یادمه وقتی هم که موهامو کلا کوتاهِ کوتاه کردم ماه رمضون بود و از شدت گرما جونم به لبم رسیده بود زنگ زدم دوستم که مامانش آرایشگره وقت گرفتم رفتم پیشش. بنده خدا روزه هم بود. ولی گرمای طاقت فرسا اجازه نداد کار امروز رو به فردا بسپارم و رفتم هرطور که بود.
امروزم با این که همسایه مون ماه رمضون رو کار نميکنه به آبجیم که دوست بچگیشه گفتم ازش بپرسه بعد افطار کوتاه ميکنه موهامو یا نه. اونم دمش گرم گفت ساعت ده بیا.
البته کوتاه که نکردم فارا زدم. بلند ترین

ادامه مطلب  

 

اواخر اسفند بود که دایم اومد دنبالم تا اخر تعطیلات ببرتم خونشون من موهام تا پایین گوشام بلند شده بود خیلی نامرتب بود چون اخر سال بود اریشگاهها شلوغ بود واسه همین دایم طبق معمول خودش موهامو زد یه روز صبح یه صندلی گذاشت تو حیاط و منو نشوند رو صندلی پیشبند رو بست دور گردنم پشت سرم وایساد با آبپاش آب میرخت رو موهام قطرات آب سر میخورد لای گردنم منم قلقلکم میومد و میخدندیدم:))) سرمو خم کرد پایین و شونه رو گذاشت زیر موهام و شروع کرد به قیچی کردن از سر

ادامه مطلب  

۴:۲۹  

مممم نمیدونم از کجا بنویسم شاید این پست هم مثل پست های قبل حذف شه...
امشب یلدا بهم پی ام داد گفت فردا واسه افطار میاد پیشم خوشحال شدم یکم حالم عوض میشه...از شانس خوبم لباس جدید هم داشتم وقتی کسی میاد پیشم دوست دارم لباسم جدید باشه پوشیدمش به قول یکی از دوستام که همیشه بهم میگفت چون رنگ پوستت سفید هستش همه رنگ لباس بهت میاد..
چند روز میشد میخواستم اتاقمو مرتب کنم ولی حسش نبود دیگه بخاطر فردا مجبور شدم هرچقدر لباس و کاغذ و ... ریخته بود کف اتاق مرتب

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

چهل نامه کوتاه به همسرم - نادر ابراهیمی
چهل نامه کوتاه به همسرم کتابی از نادر ابراهیمی است. نادر ابراهیمی: آن روزها که تازه تمرین خطاطی را شروع کرده بودم، حدود سال های ۶۳-۶۵، به هنگام نوشتن، در تنهایی - در فضایی که بوی تلخ مرکب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی، تسکین دهنده ی خاطرم می شد که گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر کل آن نشسته بود - غالبا به یاد همسرم می افتادم - که او نیز همچون من و شاید نه همچون من اما به شکلی، گهگاه و بیش از گهگاه

ادامه مطلب  

 

آرایشگر اولین قیچی رو به موهام زد:) گفت((موهات خیلی بلند و خوش رنگه.چرا میخای کوتاه کنی؟؟)) لبخندی زدم و گفتم((شستنش سخت بود الانم تابستونه هوا گرمه)) خندید و گفت((موهای یه دختر وقتی انقد بلند و خوشگل و خوش رنگ باشه...هرچقدم اذیتش کنه کوتاهش نميکنه)) یکم مکث کرد و ادامه داد((من مامانت نیستم.میتونی به من بگی))بغض کردم...چشمام پره اشک شد...ولی غرورم نزاشت گریه کنم. گفت((70درصده دخترایی که میان موهاشونو کوتاهه کوتاه کنن بغض میکنن مثله تو.من میفهممت))از تو

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

چهل نامه کوتاه به همسرم - نادر ابراهیمی
چهل نامه کوتاه به همسرم کتابی از نادر ابراهیمی است. نادر ابراهیمی: آن روزها که تازه تمرین خطاطی را شروع کرده بودم، حدود سال های ۶۳-۶۵، به هنگام نوشتن، در تنهایی - در فضایی که بوی تلخ مرکب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی، تسکین دهنده ی خاطرم می شد که گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر کل آن نشسته بود - غالبا به یاد همسرم می افتادم - که او نیز همچون من و شاید نه همچون من اما به شکلی، گهگاه و بیش از گهگاه

ادامه مطلب  

روزهای من در خانه تازه خوب میگذره  

امروز از مخابرات اومدن بررسی کردند گفتن باید بیخیال تلفن و اینترنت بشین تا تلفن بیاد برسه خونه شما 500تومن خرجشه و ما هم بیخیال شدیم شاید اینطور بیشتر کنار هم باشیم و محبت زندگی مون بیشتر بشه. آخه اینترنت و تلگرام وقت زیادی میبره.بسته همراه اول هم که خیلی ضعیفه طرف ما.
 
خواهر زاده ام رو مهمان آوردم حسابی خورد و بازی کردن و اخر شب هم با همسرم بردیم شهر بازی و حسابی خوش گذشت. چند بار پدرم رو برای افطار دعوت کردم یک بار هم خانواده برادرم رو. اما خا

ادامه مطلب  

۵ ماه بعد از کاشت مو  

پنج شنبه ۱۰ دی ۹۴
سلام 
۵ماه از کاشت موهام میگذره معمولا میگن سر تا ماه ۴ جوش میزنه اما الانم ۲تا جوش زده کلا تحملش سخته جوش بزرگ و دردناک میزنه و تا ۱۰ روز میمونه .
تغییرات خیلی کم و نامحسوس رخ داده و یا شاید خودم متوجه نمیشم اما اطرافیان و دوست آشنا میگن موهات خوب شده ولی تا راضی شدن کاملم یه کمی مونده باید بهتر بشه موهامو میزنم بالا متوجه میشم هنوز یه جاهای سرم کامل در نیومده ولی وقت دارم تا دربیاد.
همون شامپو آلپسین سی۱ و کتوکونازول  میزنم

ادامه مطلب  

کراتینه کردن موی فر؟  

موهام فر میخواستم صافش کنم اماروش صاف کردن مو مو رو بدتر وز ميکنه و اصلا زیبا نمیشه و من میخوام که موهام لخت بشه این کراتینه کردن مو مو رو صاف ميکنه یا فقط تقویت ميکنه اگه صاف ميکنه به چه صورت یعنی خوب لخت میشه؟
جواب : 
کراتینه کردن مو در سالن ما موهاتونو صاف می کنه هم پروتیین های موتون را تقویت می کند.

 
 

 
 

ادامه مطلب  

سیاه پوشِ موها !  

 
از بچگی همیشه موهام رو خیلی دوست داشتم . نه که آدم خودپسندی باشم ، اما به نظرِ خودم موهای خیلی خاصی داشتم . و از همون دوران بچگی هم موهام همیشه بلند بودن . یادم میاد آخرین باری که موهامو کوتاه کردم پنج - شش سالِ پیش بود . مربوط به دورانِ راهنمایی ام ! تویِ مدرسه یه دعوایِ سختی شده بود و من وقتی رسیدم خونه مثلِ یه کوهِ باروت بودم . مثلِ دیوانه ها هی اشک می ریختم و جیغ می زدم ! خیلی روزِ سختی بود واقعا . حتی هنوز هم نمی دونم چرا ، اما اون زمان تصمیم گر

ادامه مطلب  

وقتی تو میخندی، دنیااااا مال منه :)  

 
 
آهنگ *بخند* از محسن ابراهیم زاده ، آهنگی که همسرم توی ماشین play ميکنه و خودشم باهاش میخونه برام
فقط نمیدونم چرا محسن ابراهیم زاده وسط آهنگاش ناله ميکنه
 
+رنگ موهامو خیلی دوس دارم فکرشو نمیکردم روی مش اینقد شیک بشه،
الان موهام عین این خارجیا شده (آیکون ذوق مرگ شدن)
+دلم میخواد یه وب جدید بسازمو روزانه های زندگیمو توش ثبت کنم ولی نمیدونم وقتشو پیدا میکنم یا نه
اگه تصمیمم قطعی شد بهتون آدرس جدیدمو میدم
+این روزا همش میریم مهمونی شبم 12- 1 برمیگ

ادامه مطلب  

افسردگی زود گذر  

دیدم عروسی پسرعموم نزدیکه گفتم برم یه صفایی بدم به موهام..موهام قشنگ چند وجب پایین تر از شونه ام بود ، به خودم اومدم دیدم نصف موهام نیست ، بگذریم ! بلند میشه دیگه ؟ نه؟
یه قاب گوشی سفارش دادم از طریق اینستاگرام ، هم از طرحم راضیم هم میترسم چیز حالبی از آب درنیاد با توجه به این که پولشم دادم ... خدا خیر بده فروشندشو آدم مودبی بود..به غرغرامم گیر نداد...سه چهار روز دیگه میرسه به دستم.
یه افسردگی زودگذر افتاده تو جونم ، یه افسردگی به نام : ( هیچ دلخوشی

ادامه مطلب  

ادامه  

فرداش دایی منو با اتوبوس برگردوند خونه تو راه عکسای که با کمک مادر بزرگم از مراحل ماشین کردن موهام گرفته بودو نشونم داد تو یکیش من اروم و مظلوم تو بغل دایی خواب بودم و دایی در حال ماشین کردن موهام بود تو یکیشم یه طرف سرم ماشین شده بود و اون طرف موهام بلند بود دایی میگفت اونقدر خوابت عمیق بوده که من راحت سرتو ماشین کردم هر چی این طرف اون طرفت کردم بیدار نشدی حتی وقتی پشت گردنتو تیغ زدم باز خوابت عمیق بود . من کتونی پام بود و بلوز شلوارم تقریبا پس

ادامه مطلب  

 

هنوز به بدنم و موهام صابون و شامپو نزدم و اجساس میکنم هم چربی موهام کمتر شده هم ریزشش در حد طبیعیه و خوشحالت هم هست.هر روزم دارم پوست بدنمو حسابی روغن مالی میکنم و فقط ی دوش با آب ولرم میگیرم.دو شب قبل پماد تره تینوئین رو زدم و احساس میکنم پوستم از اون حالت زبری و خشنی خدارو شکر در اومده و لطیف تر شده ایشالا به زودی صاف و سفید و یکدست بشه...و همه جوشهاش درمون بشه.آمین

ادامه مطلب  

روزت مبارک اقاییم  

کمی پیش بهت اس دادم که همسرم اگه بابا نشدی هنوز مرد که هستی اره همسرم تو بهترین مرد دنیایی یه مرد واقعی که حاضرم رو مردونگیت قسم بخورم همسرم بهترینم روزت مبارک مرد من
توی این روز عزیز ، توی این لحظه های قشنگ
زیباترین کلمه ای که میشه گفت یک ” دوستت دارم “
به همراه یک آسمان عشق و تمنا
تقدیم به تو همسر عزیزم ، روزت مبارک

ببخش بهترینم نتونستم تبریک خوشگلتری بگم
عاشقتم ان شاالله 120 سال کنار من با لبخندو ارامش زندگی کنی عزیزترینم

ادامه مطلب  

موهای کوتاه  

مبارک باشه!!آرایشگر اولین قیچی رو به موهام زد:)آروم گفتم((مرسی.))گفت((موهات خیلی بلند و خوش رنگه.چرا میخای کوتاه کنی؟؟))لبخندی زدم و گفتم((شستنش سخت بود الانم تابستونه هوا گرمه))خندید و گفت((موهای یه دختر وقتی انقد بلند و خوشگل و خوش رنگ باشه...هرچقدم اذیتش کنه کوتاهش نميکنه))یکم مکث کرد و ادامه داد((من مامانت نیستم.میتونی به من بگی))بغض کردم...چشمام پره اشک شد...ولی غرورم نزاشت گریه کنم.گفت((70درصده دخترایی که میان موهاشونو کوتاهه کوتاه کنن بغض میکنن

ادامه مطلب  

سلمانی  

این عبارت سلمانی بیشتر از اینکه بیانگر یک مکان باشه؛ شبیه نام فامیلی هستش.
آرایشگاه هم روم نمیشه بگم .پیراشگاه هم چیز تابلوعیه یعنی هیلی خاصه سنگینی می کنه رو زبون.
موهام دوباره بلند شده. من هم با این بلند شدن مخالفم چون صبا ک پا میشم موهام میشکنه اونوقت چند دقیقه باید اب شونه شون کنم تا درست بشه و پُفش بخوابه.
الان انقد زولیده شده حوصله ندارم برم شوه کنم.
یاد پارسال میفتم . همین موقع ها بود رفتم خودم ماشین برداشتم و همشو کوتاه کردم کچل کچل شدم.

ادامه مطلب  

 

♚✪⇙شُــــمــــا بــــاغِ هُلـــــو⇘✪♚ ♚✪⇙مـــــااُستـــــخــــونِ تــــوگَلــــو⇘✪♚ ↫✯₰♚╰✴╮☆╭✴╯♚₰✯↬ ♚✪⇙شُـــمافـــــایــبِــــرگِلاس ⇘✪♚ ♚✪⇙مـــــاهَســــتــــه گیـــــــلاس⇘✪♚ ↫✯₰♚╰✴╮☆╭✴╯♚₰✯↬ ♚✪⇙شُــــــماصِــــــدای گیــــــتـــار⇘✪♚ ♚✪⇙مـــــاخُـــــروس بیـــــمــــار⇘✪♚✪⇙ ↫✯₰♚╰✴╮☆╭✴╯♚₰✯↬ ♚✪⇙شُــــمابَــــرگِ گُـــلِ یــــــاس ⇘✪♚ ♚✪⇙مــــابَـــــرقِ سَــــــ

ادامه مطلب  

 

کجاست اونی که میگفت نمیذارم یه تار موت کم بشه
ببینه دسته دسته موهامو از وسط حموم جمع میکنم!
(جستجوی مورد نظر یافت نشد..)
 
موی فرفری من فیوریت خیلیاست
اما یادم نمیره که از دلایل اصلی کوتاه کردن موهام
اون جمله بود که موهات مث پشم میمونه :/
باید به پشمم میگرفتم که الان بعد 9 ماه نشینم تا موم بیاد!
از من نشستن از اون بلند نشدن -_-

ادامه مطلب  

 

یادتونه از مادرشوهرم کلی تعریف کردم؟ آقا معلوم شد که ایشون یه دوروی درجه ی یکه!! دو روز خونشون مونده بودم و همسرم چون کار داشت نیومد...ورداشته قبل اینکه من برسم خونه زنگ زده به همسرم که چرا دل زنت برات تنگ نشد...مطمینی رابطه تون خوبه....جرا فلان چرا .... از ادم دورو و دروغگو متنفرم....خیلی زیاد...

ادامه مطلب  

چی شدم...  

آقا دیروز بالاخره با اصرار مامانم تصمیم گرفتم برم مدل خالم بشم واسه کوتاه کردن مو (آخه این خاله گرامی ما رفته
آموزش کوتاه کردن موی مردونه یاد گرفته من که نفهمیدم چرا فهمیدم در جریان میذارم)
خلاصه با این که دلم اصلا رضا نبود ولی گول خوردم یا بهتره بگم خر شدم و رفتم تا قشنگ به موهام بر...نه(سانسور شد زشته آخه این جا بچه میاد)
هیچی من رفتم نشستم تا خانم موهامو کوتاه کنه تازه قبلش هی از خودش تعریف میکرد که موهاتو چنین کنم چنان کنم من پیش خودم میگفتم

ادامه مطلب  

۹ ماه بعد از کاشت مو  

سلام امروز شنبه ۱۱ فروردین هست که ۹ ماه از کاشت موهام گذشت عمل کاشتم راحت بود و دردی نداشتم و ورم هم نداشتم راحت هم خوابیدم شبای اول اما این ۹ ماه انتظارش سخت بود.
الان ۱۱ ماهه که فیناستراید مصرف میکنم و عوارض خاصی هم تجربه نکردم(۲ماه قبل کاشت شروع به مصرف کردم) و از هفته دوم به بعد ماینو پاک دارو رو هم روزی ۲بار مصرف کردم و شامپو کتوکونازول و آلپسین سی ۱ رو هم نه با نظم روزای اول اما استفاده میکنم دیگه هر روز حموم نمیرم بیشتر ۴ماه اول هر روزسرم

ادامه مطلب  

من عاشق شدم  

«بسم الله الرحمن الرحیم»
ساعت12 شب9 دی خانه خودمان
من عاشق مردی شدم که برای موفقیت من هر کاری می کند.تشویق میکند.از اینده ی روشن می گویدحتی گاهی به خاطر موفقیتم با من قهر هم می کند. دوستم دارد ساده مثل زندگی مان که هنوز شروع نکرده ایم ولی هر شب از رویاهای زندگی مشترکمان برای همدیگر تعریف می کنیم. دوستم دارد ،این را وقتی فهمیدم که بعد از بحث هفته گذشته مان،با اینکه بیشترش تقصیر من و غرورم بود ولی برای اشتی پیشقذم شد.حتی کوچکترین اعتراضی نکرد که

ادامه مطلب  

دزدیدن عروس از داخل تالار در تهران  

پیش از ظهر امروز مرد جوانی با مراجعه به شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران اظهار داشت که در شب عروسی‌اش، همسرش توسط برادر خانم و دایی همسرش دزدیده شده است.
وی در ادامه اظهاراتش به محمد مهدی مرشدلو؛ بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: من و همسرم در بیمارستانی در تهران مشغول به کار هستیم و با همسرم در آنجا آشنا شدم، حدود 40 روز قبل با همسرم عقد کردم اما در مراسم عقد شروط ضمن عقد را امضا نکردم، چند شب پیش، مراسم عروسی من در تالاری در غ

ادامه مطلب  

0834  

 
داشتم حاضر میشدم برم کلاس موهامو گوجه بستم , همشو جم کردم پشت سرم , از رو به رو که نگاه میکردی فک میکردی موهام کوتاهه کوتاس , زشت شده بودم . جلو آینه به خودم زل زدم , گوشیم دستم بود و یه عکس از خودم گرفتم !
از کلاس که اومدم عکس و فرستادم واسه بهترین رفیق و گفتم موهامو زدم و میخواستم پایینشو کوتاه کنم که آرایشگره از ته زد !
اولش هنگ کرده بود و هی میگفت ینی چی ؟ نمیفهمم . بعدش شرو کرد به دعوا کردن و گله کردن و بعدم حالت قهر به خودش گرفت . میخواستم به اذ

ادامه مطلب  

 

موهام لَخت بود ...
صافِ صاف ! 
ولی تو همیشه ازشون متنفر بودی ، میگفتی حالتو به هم میزنه 
میگفتی موی فر دوست داری 
راستش اونموقع دیگه برام اهمیت نداشت كه چه قدر به موهای صافم علاقه دارم 
فقط یه دراكولای اخمو تو ذهنم بود . یكی كه حتی اسمش بهم نیرو میداد ...
راستش این نیرو عجیب مستم می كرد :) دوستش داشتم !
واسه همین رفتم موهام رو فر كردم ، گفته بودی از موی مشكی بدت میاد 
بلوند كردم 
حالا من با موی فر بِلوند بی شباهت به من قبلی ولی عاشق تر جلوی آینه از ظا

ادامه مطلب  

سبکم  

عاشق شدم، بزرگ شدم، تجربه های جدید کسب کردم، زن شدم، دغدغه هام عوض شد، روح و جسمم رشد کرد، لاغر شدم، چهره ام زنانه تر شد، موهام بلند شد، دیگه حتا دختر کوچولوی تو نیستم، آزاد و رها، یک زنم که برای معشوقش با دلبری هرکاری ميکنه، و روز به روز توی حرفه ش قوی تر میشه. 

ادامه مطلب  

دویست و یک  

بعد از سالهــــــــــــــــا آرایش موهامو تغییر دادم. از زمان راهنمایی موهامو کج میزدم!
امروز یهویی تصمیم گرفتم موهامو کوتاه کنم(فقط جلوی موهامو). چتری کوتاه کردم...
خیـــلی تغییر کردم.
داداشم وقتی وارد خونه شد منو دید، خندید و گفت شدی مثه دختر بچه های 10 12 ساله...
خدایی راست میگه، انگار بچه شدم. البته چون این مدل مو بیشتر دختر بچه ها استفاده میکنن کمی غلط اندازه، وگرنه من پیرزن رو چه به سن تینیجری.
خودمو که تو آینه نگاه میکنم انگار زمان به عقب ب

ادامه مطلب  

چه جوری همسرم را متقاعد کنم كه براي پدر شدن قلبشون مطمئن بشه؟  

با سلام
خیلی از وبتون استفاده می کنم
برم سر اصل مطلب
مشکل من
من دانشجو پزشکی هستم و همسرم هم دانشجو ان3 ساله عروسی کردیم ، شکر خد ااز زندگی م راضیم به هر حال بحث های گاه و بیگاه داریم.. ولی در مجموع راضیم
من مادر شدن رو دوست دارم می دونم

ادامه مطلب  

 

 
اوایل ازدواجمان به چهره همسرم در خواب نگاه می کردم.این تنها چیزی بود که آرامم می کرد و به من احساس امنیت می داد. برای همین مدت زیادی او را در خواب تماشا می کردماما یک روز این عادت را ترک کردم !از کِی؟سعی کردم به خاطر آورمشاید از آن روزی که من و مادر شوهرم، سرِ اسم گذاشتن روی پسرم بحثمان شد.آن روز دعوای شدیدی بین ما در گرفت،اما همسرم نتوانست چیزی به هیچ کدام مان بگوید.او کنار ایستاده بود و سعی می کرد ما را آرام کند؛از آن به بعد، دیگر احساس نکردم

ادامه مطلب  

معلق  

پشت میز کارم نشستم. روبروی کولر، موهام از صبح هنوز خیسه و باد کولر کمی اذیتم ميکنه. البته لنزهام رو هم خشک ميکنه. مجبورم بیشتر پلک بزنم. آهنگAve Maria داره پخش میشه و من خودمو جای دیگه ای تصور میکنم. پاهام از روی زمین بلند میشه، یه جور سبکی میشه و من کمی بالاتر میرم. یه جور معلقی تو فضا هستم. توی سرم یه حال عجیبی شکل گرفته. یه جور سرخوشی همراه با سرگیجه.
صدای زنگ موبایل بچه ها اذیتم ميکنه پس هدفون رو توی گوش چپم بیشتر فرو میکنم. کمی به گوشم فشار میاد.
ر

ادامه مطلب  

 

دلم واسه مامانم میسوزه
وقتی جای دست بابا رو صورتش دیدم دلم اب شد
جاش کبود شده
هرچی بیشتر میگذره بیشتر از بابا دور میشم
هفته اینده عروسی پسر عمم هس، مامان رو مجبور کردم بره یکم به خودش برسه موهاش مش کنه
خودمم هفته اینده میرم موهام کوتاه میکنم، یکمم به خودم میرسم، اخه قراره 2 روز بعدش هم برم دانشگاه
فکر کنم خیلی عوض شم
اخه اولین باره :)

ادامه مطلب  

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری  

 وقتی حواسم نبود و کمی شالم لیز خورده بود و موهام دیده می شد با لبخند گفتی: «موهات بیرونه ها خانومی!» درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال... اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که: «غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه » اونجا بود که فهمیدم تو با هم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1